نمایش ناتمام

به راستی چرا مردم ایران برخلاف تمام محدودیت‌ها و قوانین و بگیر و ببندها، اقبال زیادی به شبکه‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند؟ برای پاسخ به این سئوال فقط کافی است، در ساعت 23 شب جمعه 24 خردادماه، چرخشی ساده در شبکه‌های مختلف رسانه ملی زده شود.

این شبکه‌ها نه تنها از هفته‌ها قبل از انتخابات، با تاکید زیاد، مردم را به مشارکت در «حماسه سیاسی» دعوت می‌کردند، بلکه از صبح روز جمعه اقدام به پخش ویژه برنامه‌های انتخاباتی از شهرها و استان‌های مختلف کشور کردند. در این برنامه‌ها، با زنان و مردان، پیران و جوانان و پسران و دخترانی با پوشش‌های مختلف از اقشار و اقوام متنوع گفتگوهایی صورت می‌گرفت و همگی آنها از ضرورت شرکت در انتخابات سخن می‌گفتند. این ماجرا تا آخرین ساعت‌های اخذ رای ادامه داشت اما با پایان یافتن زمان رای‌گیری، فضای رسانه ملی به کلی تغییر کرد و به سرعت تمام ردپاهای انتخابات محو شد؛ چیزی شبیه تلاش‌های خالصانه کارگران زحمتکش شهرداری، برای پاک کردن دیوارهای شهر از پوسترهای تبلیغاتی. به عبارت دیگر؛ شبکه‌های رسانه ملی وظیفه خود را تا پایان رای‌گیری به صورت تمام عیار و در مسیر «حماسه سیاسی» انجام دادند اما بعد از بسته شدن درهای حوزه‌های اخذ رای و باز شدن صندوق‌ها، آن موج گسترده فعالیت رسانه‌ای فروکش کرد. حال آنکه مردمی که در تمام ماه‌ها و هفته‌ها و روزها و ساعت‌های قبل، نسبت به مساله انتخابات حساس و برای شرکت در انتخابات تشویق شده بودند، تشنه اخبار و نتایج رقابتی بودند که حال پایان یافته است.

در ساعت 23 روز جمعه، یعنی در زمان پایان یافتن رای‌گیری انتخابات ریاست جمهوری، شبکه اول سیما، فیلم صندلی چهارساله را پخش می‌کرد. شبکه 2، فیلم پنگوئن های آقای پاپر با بازی جیم کری را روی آنتن برده بود. شبکه سه، برنامه هفتگی هفت را نمایش می‌داد. مستند باغداری و باغبانی «فرمول 4»، در مورد نحوه کاشت و نگه‌داری از گیاهان در شبکه چهار پخش می‌شد. سریال طنز مهرآباد نیز از شبکه تهران روی آنتن رفته بود. شبکه خبر که خبری‌ترین شبکه صدا و سیما است، به روال معمول و همیشگی‌اش، در حال پخش اخبار عمومی بود و اخبار انتخابات را به شکل محدود و در حد گفتگو با برخی شهروندان منعکس کرد. در شبکه هفت یا شبکه آموزش نیز همانند شبکه‌های یک و دو و چهار، یک فیلم سینمایی در حال پخش بود. در شبکه قرآن، استاد محمد آمر آیه‌هایی از سوره شعرا را تلاوت می‌کرد و در شبکه مستند، با یک پژوهشگر در مورد فیلم مستند گفتگو می‌شد. شبکه‌های استانی و شبکه‌های جام‌جم نیز هر یک برنامه‌ای غیرمرتبط با انتخابات را روی آنتن برده بودند. این برنامه‌های متنوع و غیرانتخاباتی در حالی از قاب تلویزیون به خورد مردم داده می‌شدند که آنها به هزار و یک دلیل منتظر نتایج و اخبار انتخابات بودند. برخلاف تمام شبکه‌های داخلی، دو شبکه ماهواره‌ای مخالف نظام، به صورت ویژه اقدام به پخش برنامه‌هایی در مورد نتایج انتخابات می‌کردند و سعی داشتند لحظه به لحظه اخبار را از تهران دریافت کرده و به اطلاع مخاطبان خود برسانند.

در چنین شرایطی، طبیعی است که مردم ایران هرچقدر هم که با شبکه‌های داخلی همسو و از شبکه‌های خارجی منزجر باشند، برای رفع عطش اطلاعاتی خود، آنتن‌ها را از داخل مرزها به سوی خارج مرزها می‌چرخانند.

با همین مثال ساده و با تکیه به همین تجربه نزدیک، می‌توان پی برد که چرا دستگاه عریض و طویل صدا و سیما نمی‌تواند با شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی مقابله کند و چرا تمام تلاش‌های دستگاه‌های فرهنگی و انتظامی برای برچیدن بشقاب‌های ماهواره از پشت بام‌ها همواره ناکام بوده است. متاسفانه متولیان رسانه ملی با نگاهی از بالا به پایین به مخاطبان خود می‌نگرند و توجه چندانی به نیازهای اطلاعاتی و تمایلات مردم ندارند. همین نگاه یک‌سویه، بزرگترین دلیل کم شدن اقبال مردم به رسانه‌های داخلی است.

/ 1 نظر / 21 بازدید
ج.ت

برو بابا. شما هم دیگه هیچی پیدا نکردین ببین چه چرت و پرتایی میگین. بد بخت. حالا که دیدی مردم خیل پرشورتو انتخابات شرکت کردن، میخوای افکارشونو خراب کنی؟! چیزی که باعث میشه مردم سراغ شبکه های ماهواره ای برن صدا و سیما نیست، افرادی مثل توان. اما این بدون که ما با اینکه سراغ شبکه های ماهواره ای میریم، ولی همیشه و هر روز پرشور تر از قبل پشت کشورمون هستیم. وطن فروش.