چه کسی مجسمه‌های شهر را دزدید؟

صبح‌هایی که دیر از خواب بلند شده‌ام با تاکسی به شرکت می‌آیم. همیشه زمان تشکر از راننده و درخواست توقف را جوری تنظیم می‌کنم که دقیقا روبروی در ورودی پارک بهجت‌آباد بایستد تا بتوانیم از عرض پارک عبور کنیم. دیدن آدم‌های بااراده و بانشاطی که آن موقع صبح با لباس ورزشی در حال ورزش و نرمش هستند و عبور از زیر درختان سرسبز پارک، حس بسیار خوشایندی را منتقل می‌کند.

دیروز صبح که مثل روزهای قبل از عرض پارک رد می‌شدیم با دیدن تندیس زیبایی که در وسط پارک قرار داشت، به مهروش گفتم: ببین! هنوز دستشان به این مجسمه نرسیده است. خوشحال بودم از اینکه مجسمه پارک محله ما همچنان از گزند سارقان فرهنگ در امان است. اما... این خوشحالی تا دقایقی پیش بیشتر دوام نیاورد و در سایت خبرگزاری محترم فارس خواندم که دهمین مجسمه هم به سرقت رفته؛ مجسمه ابن سینا در پارک بهجت‌آباد.

در روزهای گذشته رسانه‌های مختلف، از این واقعه بسیار نوشته‌اند و با مصاحبه‌های متعدد سعی در ریشه‌یابی این سرقت‌های زنجیره‌ای دارند. جالب اینکه در کمتر رسانه‌ای رد پایی از صراحت و شجاعت در کالبدشکافی این ماجرا دیده می‌شود. انگار همه سعی دارند، لقمه را دور سرشان پیچ بدهند تا شاید روزی و روزگاری لقمه وارد دهان شود.

مساله بسیار روشن و واضح است؛ آیا سرقت چنین اجسام حجیم و سنگینی در خیابان‌های شلوغ و پرتردد تهران که زیرنفوذ و نگاه 24ساعتۀ انواع و اقسام دوربین‌های "کنترل ترافیکی" و "غیرکنترل ترافیکی!" قرار دارد، بدون سازمان‌دهی و هماهنگی و نامه‌نگاری ممکن است؟

البته که همگان بر غیرممکن بودن این مساله اتفاق دارند. پس از سرقت 10 مجسمه عظیم و سنگین دیگر کمتر انسان عاقل و هوشیاری قبول می‌کند که عده‌ای آفتابه‌دزد برای گذران روزیِ خویش، جسارت به خرج داده و با اجارۀ جرثقیل و دستگاه موتور برق و دستگاه برش به خیابان‌های اصلی پایتخت آمده‌اند و ناگهان از آفتابه‌دزد به مجسمه‌دزد تبدیل شده‌اند.

اما... به راستی علت این مجسمه‌دزدی سریالی و در بوق و کرنا کردن‌های رسانه‌ای چیست؟ در مصاحبه‌ها و گزارش‌های محافظه‌کارانۀ رسانه‌های رسمی و غیررسمی علتهای متنوعی برای این پدیدۀ بی‌بدیل بیان شده است اما من هیچ یک از دلایل مطرح شده را انگیزه اصلی آمران ماجرای "مجسمه‌دزدیهای شبانه پایتخت" ندیدم. به نظر من علت چیز دیگری و جای دیگری‌ست. نه؟

/ 5 نظر / 8 بازدید
بهار

قبول دارم و چقدر هم ناشيانه اين لقمه دور سرچرخوندن رو اجرا مي كنن! يا شايد هم فكر مي كنند همه ...... واقعاً از تأسف و دريغ و آه و افسوس هم گذشته است

آذر

اینم یک جور سرگرمی جدید پیشکشی اونهایی است که تحمل آرامش را هر چند ظاهری ندارند من که با همه تاسف از دزدیده شدن مجسمه ها به خصوص مجسمه استاد معین اما این را یک موضوع هیجان انگیز می دونم که باید نشست منتظر آخرش

محمد

دوس داشتم

لابد مجسمه حرام است

مرضیه

به نظرم کار کار آمریکا و انگلیس فلون فلون..................