مسلمان می‌میرم؟

برایش شیر آوردند. جرعه‌ای نوشید و گفت: برای او هم از همین شیری که من می‌خورم ببرید.

*     *     *

این شبهای قدر، هزاران منبر برپا می‌شود و از علی، سخن‌ها گفته می‌شود و برایش، اشکها بر گونه‌ها جاری می‌شود؛ اما...
نمی‌دانم بر چند منبر آخرین وصیت‌های علی را بازگو و تفسیر می‌کنند؟ نمی‌دانم از چند منبر به توصیه‌هایِ امیر فرق‌پاره اشاره می‌شود؟
نمی‌دانم آیا واعظی در دل این شب‌ها می‌گوید که علی در مورد ضارب خویش، گفت: اطیبوا طعامه و الینوا فراشه (1) غذاهای خوب و بستر نرم به او دهید.
نمی‌دانم آیا مداحی در میان نوحه‌هایش خواهد گفت که علی تاکید کرد: اطعموه من طعامی و اسقوه من شرابی (2) از همان غذایی که به من می‌دهید و با همان نوشیدنی که از من پذیرایی می کنید، از او پذیرایی کنید.
نمی‌دانم آیا در دل سیاه این شبها، وصیت آخر علی را کسی به گوش مردم می‌رساند؛ لا الفینکم تخوضون دماء المسلمین خوضا، تقولون: قتل امیر المؤمنین الا لا تقتلن بی الا قاتلی انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربه بضربه، و لا تمثلوا بالرجل، فانی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: ایاکم و المثله و لو بالکلب العقور(3) نبینم که در خون مسلمانان فرو رفته باشید و بانگ برآورید که، امیر المؤمنین کشته شد. بدانید که نباید به قصاص خون من جز قاتلم کشته شود. بنگرید اگر من از این ضربت که او زده است کشته شوم شما نیز یک ضربت بر او زنید. اعضایش را مبرید، که من از رسول الله (صلى الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: بپرهیزید از مثله کردن حتى اگر سگ گیرنده باشد.

*     *     *

در این شب‌ها، دلم سخت می‌لرزد. می‌ترسم که بمیرم اما مسلمان نمرده باشم.


1. انساب الاشراف، ج 3، ص 256
2. کشف الغمة، ج 2، ص 59.
3. نهج البلاغه، نامه 47

/ 3 نظر / 11 بازدید
بهار

خدایا نگوییم دستم بگیر٬عمریست گرفته ای٬ مبادا رها کنی . ++++++++++ گاهی اوقات همه اون چیزی که نیاز دارم دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است +++++++++++ ممنون که به خونه ی دل سر زدید [گل]

بهار

دلمون هندونه ، فکرمون هندونه .... بیا به خونه ی دل تا بگم [گل]