بالاترین طبقه کمد که در مستقلی دارد

دنبال آلبوم عکس دوران دانشجوییم می‌گشتم؛ می‌خواستم عکس‌ها را بگذارم روی فیس‌بوک تا دوستان دوران دانشگاه هم حال کنند و هم آه بکشند به گذشت زمان. هر جا را که گشتم نبود. فکر کردم شاید گذاشتم توی "بالاترین طبقه کمد که در مستقلی دارد". صندلی را کشیدم جلوی در کمد و رفتم روش. تا در کمد را باز کردم، حالم بد شد. دیگه آلبوم عکس را فراموش کردم و ...

* * *

چیزها و موقعیت‌هایی که بتوانند من را تحت تاثیر قرار دهند، زیاد نیستند اما وقتی با همان تعداد کم هم مواجه می‌شوم به کلی منقلب می‌شوم. نمی‌دونم این یک نکته مثبت شخصیتی است یا یک نکته منفی؟‏

یکی از چیزهایی که من را خیلی دگرگون و شرمنده می‌کند، کتابهای خوانده نشده‌ام است. وقتی با این کتاب‌هام روبرو می‌شوم، به اندازه همه روزهایی که ان کتابها را در کمد حبس کردم از خودم و سبک زندگی‌م متنفر می‌شم و هیچ چیزی نمی‌تواند من را آرام کند. 

* * *

از وقتی رفتم تهران، سرقفلی اتاقم در خانه پدری از اختیارم خارج شده است. برای اینکه اهالی منزل بتوانند از اتاق و کمدهایش بهتر استفاده کنند، به مرور اسباب خودم را جمع کردم؛ یا دور ریختم یا با خودم بردم. مقداری از وسایل که نه می‌توانستم دور بریزم و نه می‌توانستم با خودم ببرم، باقی ماند که آنها را با ظرافت خاصی توی "بالاترین طبقه کمد که در مستقلی دارد" جا و اتاق را تحویل اهل منزل دادم.

* * *

... آلبوم عکس را فراموش کردم و به حدود 150 کتابی که روی هم چیده شده بود نگاه کردم.

/ 1 نظر / 21 بازدید
رویا

سلام، اون وقت این کتاب ها کتاب های درسی بودند یا کتاب های دیگه؟! این یکی نکته ی مثبت شخصیتیه!