گل آفریقا

واریس دیری

"حس می کنم خدا بدن مرا کامل آفریده اما مردان مرا غارت کردند، قدرتم را گرفتند و از من موجود علیلی ساختند و زنانگی را به تاراج بردند. اگر خدا می خواست که آن قسمتهای بدنم وجود نداشته باشند، چرا آنها را آفرید؟"
واریس دیری، همان دختر پنج ساله ای است که بدترین تجربه زندگی اش را در صحراهای داغ آفریقا و در یک صبحگاه ساکت پشت سر گذاشته است؛ او همان دختر چهارده ساله ای است که برای پشت پا زدن به الگوهای جامعه مردسالارانه قبیله اش، نیمه شب به دل بیابان زد و سالها دور از خانواده در جستجوی آینده اش دوید؛ او همان زنی است که ایستاد و ایستاد و ایستاد تا به خواسته هایش برسد و آینده مستقل خویش را بسازد، واریس دیری همان زن شجاعی است که بی توجه به انگشت نما شدنش، و تنها برای نجات میلیونها دختر و زن آفریقایی دیگر به شهرتش پشت پا زد و به عنوان سفیر سازمان ملل به مبارزه و تبلیغ علیه ختنه زنان پرداخت.
* * *
"گل صحرا"، داستان زندگی واریس دیری است. واریس "به معنی گل صحراست. گل صحرا در محیط های بی آب و علف می روید، جایی که کمتر موجود زنده ای می تواند در آن زنده بماند... گل صحرا رنگ نارنجی مایل به زرد درخشانی دارد." پنج فصل اول این کتاب چنان زیبا و دقیق جامعه و فرهنگ اقوام بیابان گرد سومالی را تشریح می کند که به جرات می توان ادعا کرد این فصلهای کتاب قابلیت تدریس در گروه های جامعه شناسی و مردم شناسی دانشگاه های علوم اجتماعی را دارد. خواننده پس از خواندن این فصلها، شناخت زیادی از جامعه سومالی به دست می آورد؛ شناختی که با خواندن سایر فصلها بیشتر و بیشتر هم می شود؛ "در آن جامعه فقط دو راه وجود داشت: زندگی یا مرگ. راه وسطی وجود نداشت. تا زمانی که کسی زندگی می کرد، همه چیز رو به راه بود. درباره بیماری هم نگرانی زیادی به خود راه نمی دادیم، زیرا بدون دکتر و دارو هیچ کاری نمی شد کرد. وقتی هم کسی می مرد، خب باز هم عیبی نداشت، چون بازماندگانش ادامه می دادند. زندگی ادامه می یافت. همیشه فلسفه انشاءالله بر زندگی ما حکم می راند. اگر خدا بخواهد. آنچه مطرح بود عبارت بود از تن دادن به زندگی به عنوان یک موهبت، و مرگ به عنوان حکم بی چون و چرای خداوند. (ص 123)"
* * *
فصلهای میانی کتاب، شرح زندگی واریس دیری به عنوان یک مدل بین المللی است و بیشتر برای دختران و پسران جوانی که پوسترهای مدلهای خارجی را به در و دیوار اتاقشان می چسبانند جذابیت دارد. البته دخترانی که قصد مدل شدن را نیز دارند، از این فصلهای کتاب می توانند به عنوان "خودآموز مقدماتی مدل شدن" استفاده کنند. واریس در این فصلها، ورودش به دنیای مد و پستی ها و بلندی های این شغل و حواشی اش را روایت می کند. البته در همین فصلها نیز به جامعه شناسی و فرهنگ شناسی سومالی می پردازد و هرچند مختصر، به مشکل ختنه زنان آفریقایی اشاره می کند. او که از عمق جامعه خشک و سنتی آفریقا به غرب متمدن پاگذاشته در هیچ جای روایتش از گذشته خود فاصله نمی گیرد و به اینکه یک دختر سومالیایی بوده و در صحراهای داغ آفریقا به دنبال بزها می دویده افتخار می کند؛ "این ها پاهای من هستند، نتیجه آنچه هستم و نشانه سرزمینی که در آن زاده شده ام. هر چه قدر بدنم را بهتر می شناختم، به پاهایم علاقه بیش تری پیدا می کردم... حالا به این پاها افتخار می کنم، چون پیشینه دارند، آن ها بخشی از تاریخ زندگی ام هستند. پاهای کمانی ام هزاران کیلومتر در صحرا مرا راه برده اند و راه رفتن آهسته و موج دار من، راه رفتن زن آفریقایی است که از میراث من سخن می گوید. (ص 222)"
* * *
واریس در فصل های انتهایی کتاب، سعی می کند در کنار نقش "مدل"، نقش "مبارز" را نیز بر عهده بگیرد. او پس از تبدیل شدن به یک "مامانِ" واقعی، در مصاحبه هایش و در حضورهای اجتماعی اش، دیگر یک مدل سیاه و زیبای آفریقایی نیست که برای دلبری و عشوه گری در مقابل دوربیت قرار بگیرد؛ او اکنون تصمیم گرفته پرده "از شخصی ترین راز"ش برارد. رازی که "حتی نزدیک ترین دوستانم نمی دانستند." بخشهایی از کتاب که واریس دیری به تشریح و توصیف عمل ختنه می پردازد، چرک ترین و بی رحم ترین بخشهای کتاب هستند (بخشهای چهار و هفده)؛ "دست کم هر ساله دو میلیون دختر در معرض خطر قربانی شدن قرار دارند. یعنی روزی شش هزار دختر. این کار معمولا در شرایط کاملا ابتدایی به وسیله قابله یا زنی دهاتی انجام می شود. از هیچ داروی بیهوشی ای استفاده نمی شود. دختر را با هر ابزاری که در دسترس باشد، می برند: تیغ ریش تراشی، چاقو، قیچی، شیشه شکسته، سنگ نوک تیز، و در بعضی مناطق با دندان."

* * *
فصل آخر کتاب، مانیفست واریس دیری است. او در این فصل همانند یک سخنران ماهر، در خطابه ای کوتاه، به فصیح ترین شیوه کلام ممکن، جان کلامش را در کوتاه ترین زمان بیان می کند و تمام.

گل صحرا

/ 1 نظر / 17 بازدید
هايدي

سلام.."نگران نباش" رو خريدم ولي فرصت خوندن نداشتم ..اين كتاب هم خيلي وسوسه انگيزه براي خوندن..حتماً ميرم سراغش ممنون از اين كار خوبتون