چه کسی برای "شادی روح اموات مدیران صدا و سیما" صلوات می فرستد؟

مسافران

خشایار مستوفی را همه می شناسیم. همان پیرمرد بداخلاق، عصبی مزاج و تندخویی که در مجموعه تلویزیونی "زیر آسمان شهر" سرایدار یک مجتمع کوچک مسکونی بود و پسری داشت به نام فولاد. خشایار چند خصیصه بارز داشت: بسیار بددهان بود و به سادگی فحاشی می کرد، مادی بود و همه چیز را با پول خرید و فروش می کرد و در نهایت پسرش را جلوی چشم همسایه ها کتک می زد و سبک می کرد.
* * *
بعد از ماه رمضان قرار است مجموعه تلویزیونی مسافران پیگیری شود. حمید لولایی که با نقش خشایار مستوفی ناکامی هایش در مجموعه های قبلی –نظیر ساعت خوش- را جبران کرده بود، در مسافران، نقش فرخ را بازی می کند. اگر به خصوصیتهای رفتاری فرخ و خشایار مستوفی دقیق شویم، به سادگی می بینیم لولایی همان نقش خشایار را در مسافران تکرار می کند؛ البته دیگر از آن "غلام گفتن"ها و آن لبان آویزان شده، خبری نیست و سرایدار "زیر آسمان شهر" به کله پز "مسافران" تبدیل شده است. حمید لولایی در فاصله فرخ و خشایار، نقش صابر را نیز در مجموعه "بزنگاه" به همین سبک و سیاق اجرا کرد.
جالب اینکه کارگردانی این مجموعه ها بر عهده یک نفر نبوده و به ترتیب مهران غفوریان، رضا عطاران و رامبد جوان مسئولیت کارگردانی را برعهده داشته اند اما نقش حمید لولایی در هر سه مجموعه تکرار یک نقش قدیمی بوده و این نشان می دهد که لولایی در نقش خشایار فرو رفته و کارگردان های سریالهای طنز –و حتی کارگردان های سینما- او را به عنوان خشایار مستوفی پذیرفته اند نه یک هنرپیشه توانمند.
در زمان پخش مجموعه بزنگاه، به دلیل بددهنی ها و رفتارهای خلاف عرف رایج جامعه هشدارها و تذکرهای جدی و متعددی از سوی نهادها و اشخاص مختلف به صدا و سیما داده شد و حتی این مجموعه تلویزیونی با نامه تند "شورای نظارت بر صدا و سیما" تا آستانه توقیف نیز جلو رفت. مروری بر دیالوگها و بازیهای بزنگاه نشان می دهد که رفتار و گفتار حمید لولایی در کنار رضا عطاران بیشترین بهانه را به دست منتقدان و مخالفان داد.
* * *
متاسفانه حمید لولایی به بداخلاق ترین و هتاک ترین چهره سینما و تلویزیون ایران تبدیل شده و شنیدن توهین های بی پایان وی در مجموعه های تلویزیونی دیگر کسی را نمی خنداند؛ بلکه خانواده ها را نسبت به تاثیرپذیری فرزندانشان از این فرد نگران می کند. اگر به تحلیل شخصیتهای سریالهای اروپایی که از فیلتر صدا و سیما عبور می کند، بپردازیم متوجه می شویم که شخصیتهای اصلی آن سریالها، بر اساس معیارهای ارزشی و اخلاقی اکثر کشورهای دنیا، پتانسیل تبدیل شدن به یک الگوی رفتاری و شخصیتی را دارند و بیننده در ناخودآگاه خود سعی می کند مثل شخصیتهای اصلی آن سریالها رفتار کند، حرف بزند و حتی فکر کند. از اوشین (در سریال سالهای دور از خانه) و یانگوم (جواهری در قصر) و جومونگ با فرهنگ شرقی گرفته، تا فلسیتی کینگ (در قصه های جزیره) و فرانک کمپیون (در پرستاران) و دکتر کوین (در پزشک دهکده) و ناوارو با فرهنگ غربی.
حال سئوال من اینجاست: کدام پدر و مادر ایرانی از مشاهده فرزندش در حال تکرار حرکتهای حمید لولایی در نقشهای خشایار و صابر و فرخ خوشحال می شود و برای شادی روح اموات مدیران صدا و سیما صلوات می فرستد؟
بگذریم… اینجا ایران است و رمضان رو به پایانی.

/ 4 نظر / 9 بازدید
هیوا

سلام اتفاقی سایتت رو دیدم نوشته ی جالب ،پر مغز و ریز بینانه ای بود. تشکر می کنم

آذر

حرفت کاملا درست و متینه. اما از صدا وسیمایی که هتاکی و بی آبرویی از سر و روش می باره چه انتظاری داری. وقتی هتاک ترین و بی ادب ترین سیاستمداران مجریان مداحان و خلاصه هر چی آدم بنجل هست توی صدا وسیما ارج و قرب داره و با بی اخلقی های خودشون کام مردم را تلخ می کنند بگذار این یارو با بی اخلاقی هاش اقلا کمی شاید کمی مردم را بخندونه. البته هیچ کدوم از این صحبتها از ارزش کار رامبد جوان کم نمی کنه انصافا از نظر سوژه و داستان و البته نوع نگاهش به طنز کار جالبی ارائه داده. اگر فرخ را می بینی بهرام را هم ببین.

تبخیر فرت

تشریف ببرید سر خط خیلی جلو رفتی یا اصلاً نفهمیدی یا نفهمیدی در هر حال همون برو سر خط