پيروزی در ويرانه‌های جنگ سرد

همه تيره پوشيده بودند. هيچ نشانه‌اي از شادابي و سرزندگي ديده نمي‌شد. مثل اينكه نيرويي قهري همه را ميخ‌كوب كرده بود. نظم مرده‌اي حكمفرما بود. همه چيز يادآور فضاي خفه‌كننده سالهاي شوم جنگ سرد بود. آنجا كره‌شمالي است. كشوري كه هنوز با دنياي معاصر چند دهه فاصله سياسي دارد و چندان به قواعد جهاني پايبند نيست. شايد همه اينها به دليل باقي ماندن روح كمونيسم در اين كشور است.
ورزشگاه 50 هزار نفري بيشتر به يك پادگان يا زندان يا كارخانه شباهت داشت تا محيطي كه بايد در آن نشاط بيداد كند. تماشاچيان آنقدر فرمايشي سر جايشان نشسته بودند كه يادشان رفته بود تكه پارچه‌اي را به نشانه پرچم در دست بگيرند و يا تابلويي را از سكوها آويزان كنند و با حروف كج و معوج خودشان سعي كنند به تيم ملي‌شان روحيه بدهند.
و ما بايد در اين فضا به مصاف تيمي مي‌رفتيم كه در آخرين روياروييمان، با آنها رفتار شايسته‌اي نداشتيم و آنها زمين را ترك كردند(به دليل پرتاب ترقه توسط تماشاچيان).
ايران ـ كره‌شمالي؛ آخرين ديدار ما در دور رفت رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2006. خوشبختانه برديم و به دروازه‌هاي جام جهاني نزديك شديم ولي جو ورزشگاه پيونگ‌يانگ چنان سنگين بود كه هنوز خشكي سكوها در چشمان ما مانده است.

/ 1 نظر / 2 بازدید
کمی آزادی

بخوبی مشاهدات روزانه را با بينش های سياسی-اجتماعی همراه می کنيد.