خدا به خير بگذراند

کوچولوی دوست‌داشتنی ما اگر بزرگ نمی‌شه و روی پای خودش نمی‌ایسته فکر کنم به خاطر بی‌توجهی ما است.
مدتی است که ما «دانشجو» را اذیت کردیم. حدود یک سالی است که زیاد بهش توجه نکردیم. البته مقصر اصلی من هستم. من هم که همش گیر شرکت بودم. البته فکر کنم این عذر بدتر از گناه است.
«بچه» داره برای بار سی و پنجم متولد می‌شه. این‌بار یک شیوه تازه را تجربه کردیم. دیگر از  اقتدار و دیکتاتوری و من‌محوری خبری نبود. با بچه‌ها نشستیم و در خصوص مطلب‌ها صحبت کردیم. چون به نظرمان می‌رسید که قدیمی شده‌اند، سعی کردیم مطالب را عوض کنیم. راستش قرار بود این نشریه سال گذشته تحصیلی منتشر شود اما بنا به دلایلی که اگر گفته بشود اصلا پذیرفته نمی‌شود، چاپش متوقف شد و به الان که اول مهر است افتاد.
مطالب کهنه را حذف کردیم؛ بعضی مطالب را گذاشتیم برای شماره بعد و ۳ نفری نشستیم برای به روز شدن نشریه مطلب نوشتیم.
آخرهای کار که بودیم، متفق‌القول گفتیم: این شماره بهترین شماره دانشجو است.
البته تا یادم هست ما همیشه این حرف را می‌زنیم؛ واقعا هم همین‌طور است. چون همه ما با دانشجو بزرگ و بزرگتر می‌شویم و تجربه‌های تازه به دست می‌آوریم هر شماره این نشریه بهتر از شماره‌های قبل می‌شود.
فقط راستش را بخواهید یک کم نگراننم. دوست نداشتم این نگرانی را به زبان بیاورم اما دیشب وقتی آرام و بی‌صدا مشغول نوشتن مطلب بودیم، مهروش گفت: فکر کنم این شماره دیگه نشریه را ببندند. و این همان نگرانی من بود. ما تا حالا در دولت جدید نشریه چاپ نکردیم و حساسیتها و حد تحمل مقامات را هم نمی‌دانیم. ضمن اینکه این اولین شماره نشریه است که قرار است در چند دانشگاه به صورت همزمان منتشر شود...

خدا به خیر بگذراند
آمین

/ 0 نظر / 2 بازدید