کتابهايم را زدم زير بغلم که بروم تو کتابخونه و درس بخونم که دوستان ناباب (امير و ميثم) گفتند: بيا بريم سينمای خوابگاه، فيلم ببينيم. من هم که هميشه کشته و مرده اين پيشنهادهايی هستم که درس‌خواندن را به تاخير می‌ندازه، موافقت کردم و رفتيم سينما. فيلم رز زرد بود از داريوش فرهنگ. نمی‌دانم چرا هر کاری می‌کنم که از اين داريوش فرهنگ خوشم بيايد، نمی‌شود.... بگذريم! فيلم مثلا در ژانر وحشت بود و کارگردان محترم خواسته يا ناخواسته سينمای هيچکاک و کوبريک و کيميايی را با هم قاطی کرده بود و يک محصول به نام خودش داده بود بيرون.... آدم ياد فيلم تلالو می‌افتاد اما تلالو کجا و رز زرد کجا؟

امروز آخرين امتحان را دادم و فردا می‌روم ( يا می‌آيم ) شيراز... يک گزارش هم می‌خواهم در اين چند روز بنويسم که سوژه تازه و بکری داره؛ goldmine

/ 1 نظر / 2 بازدید
m.s

رسيدن به خير