بندِ کفش

بعد از هشت، نه سال، خم شدم و بند کفشم را گره زدم.

دیروز صبح، برخلاف همه صبح‌ها و عصرهایی که از خانه خارج می‌شدم تصمیم گرفتم بند کفشم را به روال معمول اکثر آدمها گره بزنم و این اتفاق ساده، برای من یک حس نوستالژیک داشت. یاد روزهای کودکی افتادم که تازه گره زدن کفش را یاد گرفته بودم. یاد روزهایی افتادم که از کفش چسبی خلاص شده بودم و قرار بود کفش ورزشیِ بندی بپوشم.

در طول هشت، نه سال گذشته (شاید هم بیشتر) زمان خارج شدن از خانه، اصلا برای بستن بند کفش، خم نشده بودم. یا کفشِ بندی نداشتم و یا بند کفشم را همان روز اول، به شیوه خودم می‌بستم که دیگر مشکل باز و بسته کردن نداشته باشم.

دیروز صبح ناگهان به روزهای کودکی که شوق بستن بند کفش داشتم برگشتم و پا در پله اول گذاشتم تا بند کفشم را ببندم.

/ 1 نظر / 12 بازدید
سعید تقی زاده

سلام آقای روستا راستش من هنوز هم به روش شما بند کفشم رو می بندم به نظرت میشه گفت هر کی که بندکفشش رو این طوری ببنده بعدا سرش بوی قورمه سبزی می ده باز هم با چند داستان تازه به روزم خوشحال می شوم سری بزنید و نظراتتان را بگویید با تشکر