مسکن مهر و رواج زندگی پانسیونی

سرمقاله امروز روزنامه کسب و کار

وزیر مسکن، چهارشنبه گذشته بالاخره حرف دلش را زد و گفت: پروژه مسکن مهر باید متوقف شود.

«مسکن مهر» یکی از جنجالی‌ترین برنامه‌های محمود احمدی‌نژاد بود که با فرض «خانه‌دار کردن قشر کم‌درآمد جامعه» در دستور کار دولت قرار گرفت. پروژه مسکن مهر، همانند بسیاری دیگر از برنامه‌های دولت قبل، بدون در نظر گرفتن نیازها و الزامات زیربنایی در دستور کار قرار گرفت و منابع انبوه مالی را به خود اختصاص داد. دولت قبل در حالی سعی می‌کرد مسکن مهر، را به عنوان شاه‌کلید حل مشکلات مسکن معرفی کند که بر اساس شواهد، هیچ برنامه‌ای برای ایجاد شهرهای جدید نداشت. مردان احمدی‌نژاد می‌پنداشتند همین‌که آجر روی آجر قرار دهند و سقفی روی دیواری بگذارند، خانه ساخته‌اند و اگر این کار را در تیراژ بالا انجام دهند، «خانه ارزان» و «شهر جدید» خلق کرده‌اند. غافل از اینکه «خانه» تنها بخشی از زندگی‌ست و ساکنان هر خانه غیر از «سقف»، نیازهای دیگری نیز دارند که باید خارج از دیوارهای خانه آنها را به دست بیاورند.

دولت قبل در پروژه مسکن مهر سئوال‌های زیادی را بی‌پاسخ باقی گذاشت و تنها با ساخت «چندین هزار سقف و دیوار» پنداشت که مشکل مسکن را حل کرده است. آیا مردمانی که به خاطر اعتماد به دولت، سرمایه زندگی‌شان را صرف خرید «سقف و دیوار»های مسکن مهر کرده‌اند، به فضای سبز، مدرسه، کلانتری، سینما، تلفن، درمانگاه، مرکز خرید، خدمات شهری، مهدکودک و فرهنگسرا نیازی ندارند؟

شهر، جایی‌ست که در آن زندگی به معنای واقعی‌اش در جریان است؛ و زندگی تنها قرار گرفتن زیر یک سقف نیست. ساکنان یک شهر همان‌قدر که به مسکن نیاز دارند، به امنیت، رفاه، فرهنگ، ارتباطات، آموزش و از همه مهمتر شغل هم نیاز دارند. طراحان پروژه مسکن مهر، همان‌طور که از نامش پیداست، توجه چندانی به این الزامات زندگی انسانی نداشتند و با نگاهی مکانیکی در پی حل مشکل مسکن بودند. در چنین شرایطی «سقف و دیوارها»ی مسکن مهر نقش «خوابگاه‌های انبوه» را پیدا می‌کنند. خوابگاه‌هایی که ساکنانش، کار و تحصیل و تفریح‌شان را در شهری دیگر دنبال و تنها برای خوابیدن به آنجا مراجعه می‌کنند. این الگوی زندگی چیزی‌ست شبیه «زندگی پانسیونی» که یک زندگی موقتی و گذراست. افراد به دلیل محدودیت‌های مالی و یا شرایط خاص اجتماعی، در دوره‌ای از زندگی‌شان تن به زندگی در یک اقامتگاه حداقلی می‌دهند اما به صورت پیوسته در تلاش هستند تا از این شرایط خارج شده و به یک اقامتگاه دائم و مطمئن نقل مکان کنند.

 

مسکن مهر؛ بستر آسیب‌های اجتماعی

گذرا و موقتی بودن شرایط زندگی پانسیونی، بهترین فرصت را در اختیار بزهکاران و تبهکاران اجتماعی قرار می‌دهد تا آنها خود را در دل آشفتگی‌های طبیعی محیط پنهان کنند. زمانی‌که دولت، یک شرایط زیست پانسیونی را در سطح وسیع و گسترده و در گوشه گوشه کشور ایجاد می‌کند، خود به صورت ناخواسته بهترین بستر را برای فعالیت و تجمع هنجارشکنان اجتماعی ایجاد کرده است. از این رو سرنوشت مسکن مهر، نه تنها امیدوارکننده نیست بلکه هشداردهنده و نگران‌کننده است.

 

راه‌حل چه بود؟

اگر دولت قبل به جای تمرکز بر پروژه پرسر و صدا و تبلیغاتی مسکن مهر، اقدام به ایجاد اشتغال و حمایت از بخش‌های کشاورزی و صنعت در شهرهای کوچک و روستاها می‌کرد، بخش عمده‌ای از مشکل مسکن حل می‌شد. سرمایه‌گذاری و تمرکز بیش از حد بر ساخت «سقف و دیوارها»ی مسکن مهر، چشم دولت را براین واقعیت بست که بخش عمده‌ای از نیاز جامعه به مسکن حاصل مهاجرت‌های شغلی و تمرکزگرایی است و اگر مشکل اشتغال ساکنان شهرهای کوچک و روستاها به صورت اصولی برطرف شود، روند مهاجرت معکوس می‌شود و حجم عمده‌ای از نیاز مسکن در شهرهای بزرگ برطرف می‌شود.

ای کاش مدیران دولت قبل به جای صرف بیهوده منابع مالی در پروژه محکوم به شکست مسکن مهر، به حمایت اصولی از کارآفرینان در استان‌های محروم و شهرهای کوچک می‌پرداختند.

/ 0 نظر / 19 بازدید